وانیا، هدیه با شکوه خداوند

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

به وبلاگ دختر گلم وانیا جون خوش اومدید.

حسین آباد با بابایی و مادرجون

هفته گذشته جمعه، رفتیم منطقه حسین آباد. مادرجون و بابایی رو هم با خودمون بردیم. کلییییی بهمون خوش گذشت و تا عصر اونجا موندیم. اینجا هم بابایی رفته بود روی پل و مامانم از این راه دور ازش عکس گرفته... ...
30 بهمن 1396

بهمن ۹۶ و سفر به مشهد

روزهای زمستانی در حال گذر هستند و منم ومشغول مدرسه و کلاس یوسی مس. اوایل بهمن بابا ی مرخصی گرفت و راهی مشهد شدیم. دقیقا اون هفته ای که همه ایران بارش برف داشت و تعطیلی... خخخخخخ نگم براتون که چقدررررر سرد بود. دو روز آخر مشهد هوا بهتر شد اما این سرما دیگه مسیر ما رو کویری کرد و نتونستیم شمال بریم. جای همگی خالی واقعا خوش گذشت. ی روز نیشابور رفتیم، طوس رفتیم، سمت بلوار سجاد و پاساژهای اون منطقه و بولینگ رفتیم. توی سفر خاله لیلا رو هم همراه خودمون برده بودیم. اینجا هم نیشابور موقع رفتن همدان هم توقف داشتیم و آرامگاه ابوعلی سینا رفتیم. ...
30 بهمن 1396

وانیا خانوم کلاس اولی

دخترجان مامان کلاس اولی شدنت مبارک... جوووون دلم، عزیزکم، روزها در گذرند و من در بینابین این گذر کردن روزها در کشاکش دغدغه ها و روزمرگی ها بزرگ شدن تو رو نظاره گرم... خدا رو شاکرم بخاطر وجود تو نازنین دختر باهوش، فهمیده، مهربونم... الهی دستهات توی دست خداوند مهربون باشه و موفقیت هات رو ببینم عشقم ...
1 مهر 1396

شهریور و سفر به تهران

سلام دوست جونیها خوبید خوشید؟ چه می کنید با گررررماااااا راستش شهریور ی سفر چند روزه به تهران داشتیم. با مادرجون و بابایی،خالع جون و خاله لیلا... حسابی بهم خوش گذشت. تونستم این سفر برم پل طبیعت و پارک آب و آتش... خونه دوستای مامانم رفتیم و خونه خاله کوثر و دیدن سهیل کوچولو... بریم سراغ عکسهای شهریوری و سفرمون؟؟؟ بریم بریم من و سهیل جون بعد با خاله لیلا رفتیم کافه لمیز ونک اینجا رفته بودیم کافه لمیز با خاله لیلا ی دیدار هم بادوستهای مامانم توی شهرک غرب کافه تیامو داشتیم ی سر پارک ساعی رفتیم که میخواستم با حرف V عکس بگیرم اما نبودش ...
7 شهريور 1396

روزدختر با نازنین زهرا

سلام دوستان گلم، چه می کنید با گرمای شدیدتابستون؟ اینجا که واقعااا هوا وحشتناک گرم... الهی دلتون شاد و لحظه هاتون خوش. روز دختر یعنی ۱۳۹۶/۵/۳ رفتیم و نازنین زهرا رو برداشتیم و با هم رفتیم سرزمین عجایب و بعدش هم شام رو پیتزا خوری کردیم. البته روزقبلش کادو روز دختر رو خریده بودیم که واسه من ی جعبه جواهرات چوبی، ی قلک شکل چمدون و ی شلوار خریدیم وواسه نازنین زهرا هم ی چراغ خواب حلزونی، ی گوی موزیکال گردون و ی شلوار... حسابی بهمون خوش گذشت. جای همگی خالی. ...
7 مرداد 1396

جایزه انشانویسی بانک آینده

امسال عید بانک آینده ی دفترچه نوروزی به مشتریهاشون دادن، که ی سری تکالیف و سرگرمی و مسابقه داشت. منم مسابقه انشا نویسی با نقاشی مرتبط با اون شرکت کردم. موضوع انشاله این بود که میخواهید چکاره شوید؟ خلاااصه بعد از اعلام اسامی برندگان از سرپرستی- تهران، بنده برنده شده بودم و کلی مایه خوشحالی و مسرت مامان و بابام شدم. شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۶ مراسم اهدا جوایز بود، البته البته جایزه ها ماه قبل تهران ی مراسم برگزار کردن که ما نتونستیم بریم و فرستادن برامون. دیگه اینجا مراسم برگزار شد. و من جایزه خودمو تحویل گرفتم. ...
26 تير 1396

گشت و گذار با عمو امیر و بچه هاش

سلام چه سوت و کور شده دنیای وبلاگ نویسی... اما ما هنوز هم خاطراتمون رو اینجا ثبت می کنیم. هفته پیش عمو امیر اومد کرمانشاه، جمعه ۱۳۹۶/۴/۲۴ با خانواده عمو امیر رفتیم بیستون که حسابی خوش گذشت، جای همگی خالی... ...
26 تير 1396

عیدفطر و پیش به سوی خونه خاله جون

سلام سلام دوستای گلم... این ربات تلگرام واقعاااا محشره و کار رو برامون راحت کرده،البته فعلا بهش عادت نکردیم ویادمون میره که همچین چیزی هم هست جووونم براتون بگه تعطیلات عیدفطر رو با مادرجون و بابایی و خاله لیلا راهی خونه خاله جون شدیم و همه باهم رفتیم باغ... خیلیییی خوش گذشت. موقع برگشتن گندمزار هم رفتیم....
14 تير 1396

شبهای قدر و التماس دعا

ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ... ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ... ﮐﺴﯽ چه ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ،ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻧﮕﺎﻫﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ! ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﻬﺎﯾﻤﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ؛ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ! ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ... ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ: ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ! ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻣﺎ ﺑﯽ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺍﯾﻢ، ﻃﻠﺐ ﺁﺏ ﻭ ﻧﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ! ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸﺸﻬﺎ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ در این شب عزیز ﻣﻘﺪﺭ کن!! التماس دعا ...
24 خرداد 1396